![]() |
![]() |
|
| شاید نداند |
|
سلام
نمی دونم چرا دلم گرفته؟ چرا این وبلاگ رو باز کردم؟ شاید کسی نبینه شاید اونی که به خاطرش دارم مینویسم نبینه. ولی باید از یه جایی شروع کرد... من دوسش دارم ولی نصبت بهش یه حس دیگه ای دارم حسی که توش اضطراب هست. خیلی واسم عزیزه ولی... شاید نمی خوام به یکی دیگه خیانت کنم. شاید نمی خوام اون بلایی که سرم اومد به سر کس دیگه ای بیارم. شاید یه امتحانه... نمی دونم. ولی دوسش دارم. اینو بعد شب دعوامون نوشتم. تقصیر من بود. دلیل داشتم. شاید گفتم. شاید نگفتم. ولی دوسش دارم بای نوشته شده : چهار شنبه ۷ مردادا ۸۸ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:0 توسط گریه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 |
|
RSS
|